Monday, May 19, 2003

خبر ويژه
پناهجوئي به نام علي سليمانزاده 38 ساله كه در كميساريا پرونده اش بسته شده بود با ابلاغ برگه ديپورتي وپايان مدت آن ومتاس�انه با راهنمائي شخصي از كميساريا توسط پليس دستگير ميشود و پس از دستگيري اقدام به خودكشي مينمايد ومتاس�انه اقدام به خودكشي منجر به مرگ ايشان شده و پس از �وت ايشان پرونده خانواده اش و هم كيس ايشان باز گرديده اين خبر را مدتي بود شنيده بودم ولي تا تحقيق كامل منتشر ننمودم

Monday, December 30, 2002


اي واي بر اسيري كز ياد ر�ته باشد
صياد ر�ته باشد صيد در دام مانده باشد

مدتي است كه در گير ر�ت و آمد به كميساريا هستم و �رصتي براي نوشتن نبود و حتي براي خواندن و هر چند مراجعاتم ادامه خواهد داشت ولي خبر آتش سوزي در زندان كه حداقل بيست و ه�ت كشته به جا گذاشته ناخود آگاه به ياد شعري كه در زندان شنيدم ا�تادم؛ تصور آن هم دردناك است

Sunday, December 22, 2002

دشمنان هم راه
پاسخ داد به شعله سعدي منتشر گرديد و در گوشه آن ايشان اميد داده اند كه به منتقدين ديگرشان نيز پاسخ خواهند نوشت البته ميدانم كه اين شامل ما نخواهد شد .چرا كه بارها سئوالات ارسال شده بي پاسخ مانده اند و نوعا چهار گروه كه ظاهرا شباهتي به هم ندارند عملكردشان چنين بوده؛ اولين گروه سلطنت طلبان كه؛ �قط امروز اتحاد ميگويند؛ دومين گروه كه از جانب خداوند ويا نماينده كش� شده شان؛ هستند، ولاجرم �قط به ايشان پاسخ خواهند داد. سومين گروه؛ مجاهدين خلق هستند كه امروز�قط مبارزه ميگويند وچهارمين گروه عليرغم سروصدايشان مبني بر پاسخگوئي با بهانه قرار دادن اينكه در حاكميت هستند ونميتوانند ش�ا� سخن بگويند از هر چه سئوال است مكدر شده وامروز �قط راي تان را به ما بدهيد ميگويند.
حالا اگر كسي از وابستگان گروهي ايشان وارد گ�تگو شود بايد كه؛ براي ياد گر�تن آماده بود واستقبال نمود هرچند كه بعيد است

Wednesday, December 18, 2002

زمينه پناهندگي از اين بهتر؟؟
دادگستري كل استان تهران طي اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه به‌دنبال شناسايي و كش� يكي ديگر از توطئه‌هاي استكبار جهاني عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه تحت پوشش نظرسنجي و به منظور جمع‌آوري و �روش اطلاعات مورد نياز كشورهاي بيگانه انجام شده، بر خود لازم مي‌داند كه مطالبي را متذكر شود.........در پايان اين اطلاعيه آمده است: به‌استحضار ملت شري� ايران مي‌رساند كه متهم عليرضا نامور حقيقي پس از صدور حكم جلب مخ�ي شده و ضمن �راهم نمودن مقدمات پناهندگي از كشور متواري شده است. اقدامات لازم جهت استرداد نامبرده از طريق پليس بين‌الملل در حال انجام است(اين هم اصل خبر)اينها چه كساني روميتونن رنگ كنند؟؟

Monday, December 16, 2002

خواندن خبري؛ موجب شد كه خاطره اي را نقل كنم. روزي مادرم با يكي از بستگانم راجع به اينكه چه ميوه هائي را دوست دارد؛ صحبت ميكرد؛ ومادرم داشت؛ تقريبا تمام ميوه ها را بعنوان ميوه هاي مورد علاقه اش نام ميبرد؛ پدرم كه با �اصله؛ صحبتهاي اينان را ميشنيد؛ خطاب به مادرم گ�ت: خودت را خسته نكن؛ بگو كدام ميوه را دوست نداري. حالا يكي بياد وبه خبرگزاري ايسنا بگه؛ كدام بند ازقانون جرائم سياسي تصويب شده ؟راستي بندهاي تصويب شده چه ميتواند باشد؟ اينهم خبر ايسنا
از آنجا كه سايت امروز هم �حاشي هاي آقاي داد را بعنوان نقد دردسترس مراجعينش قرار داد توضيح ديگري اضا�ه ميگردد
در اين نامه كه به داد نوشته ام؛ نه بدنبال د�اع از شعله سعدي و نه حمله به شخص ديگري است در يك كلام مهمترين مطلب اين است كه در اين بيست و چند سال هر كاري باسوئ است�اده از واژه اي به نام اخلاق انجام پذير�ته و در اينجا �قط به �قط دشنامهاي آقاي داد حذ� شده و از ايشان خواسته شده كه آن نقدي را كه مختصاتش را خود بيان كرده انجام دهد وديگر اينكه بدنبال تورق در گذشته منتقدين نباشند كه اگر اين باب شودنا گذير شامل اصلاحطلبان نيز خواهد شد و ايشان را دچار خسران مينمايد (موسوي تبريزي؛ هادي غ�اري؛ موسوي اردبيلي؛ صانعي؛ خوئيني ها؛ .....و ديگران)
از آنجا كه شايع شده شعله سعدي از ايران در ر�ته و انگيزه اش از نامه سرگشاده دوختن كلاهي براي خود بوده كه ازصحت و سقم آن بي اطلاع هستم وحضرات با اين دشنامها بدنبال ص� بندي با ايشان و ا�رادي چون وي ميباشند كه لازمه چنين كاري حتما دشنام نخواهد بودشايد از شعله سعدي نتوان د�اع كرد ولي آيا شما توانستيد �قط نقدي از نامه اش بنمائيد؟ويا ميتوانيد د�اعي از مخاطب نامه اش بنمائيد؟مطمئن هستم كه همه اينها بي پاسخ خواهند ماند

Sunday, December 15, 2002

نامه اي به بابك داد
توضيح نقل قولهاي مستقيم از نامه آقاي داد پررنگ نوشته شده است
قاسم شعله سعدي را نميشناسم ولي نامش را قبلا بعنوان نماينده شنيده ام و هيچگونه تعلق خاطري هم به ايشان ندارم و مبناي روايتي هم كه ميكنم مكتوب خود شماست نه هيچ چيز ديگري
من نوعا برچسبهائي را كه خصوصا با منشا روانشناسي به اشخاص وارد ميايد را ناشي از آشنا بودن آن بيماري يا ويژگي درشخصيت خود آن �رد ميدانم و شايد مثالش هم در رابطه با اظهارات شما در رابطه با روزنامه سلام باشد كه حدود شش سال پيش از سوي متشخصان آن روزنامه تكذيب گرديد من آرشيوي براي آن مسائل ندارم ولي بياد دارم كه شما در نوشتن خاطراتي نقش خود را بسيار بزرگتر از آن چيزي كه بوده است آورده بوديد كه حتما اشخاص ديگري بهتر بياد دارند
(( او دوباره با شعارهاي تازه اي،توانست راي مردم را بدست آورد و بازي را تكرار كند )).
كساني كه حداقلهاي معيارهاي انتخابات دمكراتيك را ميدانند هيچگاه انتخابات ايران را دمكراتيك ندانسته اند ولي باز هم گاها به مردم راي داده احترام گذاشته و آراي آنان را ملحوظ داشته اند و دوم خرداد نيز با تمام توان دارند از راي مردم حتي اگر غلط باشد د�اع ميكنند و كيهان و مصباح هم ارزشي بان قائل نبوده و راي دوم خرداد را ناشي از عوام�ريبي ميدانند و شما هم گويا هر جا كه با نتيجه راي مردم همخواني نداشته باشيد بدنبال رد آن هستيد و يا بعبارتي خود بدنبال توجيه كيهان گونه وهويت پرداز هستيد ودر واقع بدان هم خرده نميتوان گر�ت كه به هر حال شما به ايشان نزديكتريد
((او در د�اع از اتهام مخال�تش با جنگ گ�ت:"مي گويند من با د�اع مقدس مخال� بوده ام! من مداح و شاعر اهلبيت بوده ام.من دهها شعر و صدها مقاله درمورد جنگ به وزارت خارجه �رستاده ام!من در تمام مدت جنگ،براي رزمندگان دهها شعر گ�ته ام.من كه برادرم را براي شركت در جبهه تشويق كردم و خودم در اروپا از ارزشهاي انقلاب د�اع جانانه كرده ام،من ميتوانم مخال� با ارزشهاي د�اع مقدس بوده باشم؟))
آيا در جبهه دوم خرداد شما كساني هستند كه با ارزشهاي د�اع مقدستان مخال�تي داشته باشند كه مخال�ت ننمودن ايشان را در بوغ و كرنا كرده ايد؟
((اينك ديگر شكي باقي نمانده كه چرخشهاي 180درجه اي ايشان،چيزي مت�اوت از يك تغيير ديدگاه يا تكامل انديشه هاي سياسي يك �رد است.هركسي در طول زمان مي تواند و بايد در نظراتش پويايي و حركت روبه جلو داشته باشد،اما آيا اين حركات زيكزاكي آقاي شعله سعدي هم،از سنخ همان تكامل ايده هاست؟تغييراتي با زاويه 180 درجه و تنها ظر� چندماه؟))نميدانم چه معياري (زماني مكاني ....) براي تغيير وجود دارد يا ميتوان بوجود آورد ولي ميدانم برخي به كساني كه شكنجه را در بعد انقلاب بسط و توسعه و مدرن و حتي شرعي نموده اند بخاطر مواضع جديدشان در حداقل هاي شعار هاي حاكميت مردم سالاري سكوت نموده اندشايد بشود كه به ايشان هم �رصتي داد چرا كه در كشتارها و قتل عامها شركت نداشته اند شايد �قط سكوت كرده بودند
((نسلي كه من متعلق به آنم؛در تلاش است "اخلاق" را با "سياست" پيوند بزند.نسل ما صبورانه پاي نهال نوپاي "سياست اخلاق گرا"نشسته و بزرگ شدن آن را تماشا ميكند.نسلي كه ميان "نقد" و "تخطئه" و "هتاكي" �رق ميگذارد))
شما هم كه خودتان را به اين نسل سياست اخلاقگرا منتسب ميدانيدوخود را سخنگوي آن نسل هم بدون انتخابات حتي از نوع عوام�ريبانه وبه ايشان خرده ميگيريد كه هتاكي نموده است آيا ميانيد كه چقدر اتهام و �حش سياسي و غير سياسي به ايشان داده ايد اي كاش اقلا در اين مقاله چون خود ايشان به سئوالات (كهنه )ميپرداختيد وهتاكي هاي ايشان را برميشمرديد اگر مامور شده ايد كه ص� ايشان را جدا نمائيد بحثي نيست ولي آنچه را كه او نكرده بدو منتسب ميكنيد و بعد بصورت علني �حاشي مينمائيد نميدانم خودتان كدام �يلم را ديده ايد كه چنين شعور خوانندگانتان را محك ميزنيد و اي كاش سايت گويا از پخش نامه هاي اينچنيني (محتوي �حاشي به هر شخص )جلوگيري مينمود
((آموخته ايم و سعي كرده ايم كه هيچگاه پا از دايره "انصا�" و "نزاكت سياسي"بيرون نگذاريم و ايده ها و انتقادات خويش را با موثرترين روش ممكن عرضه كنيم.....د�اع از شعور كساني است كه آقاي شعله گمان مي كند از گذشته سياسي و حركات زيكزاكي ايشان در طول سالهاي گذشته،دچار �راموشي و نسيان شده اند. اين نوشته تلاشي است براي تذكر به امثال ايشان تا "هتاكي را به جاي نقد" به مردم تحويل ندهند))
اي كاش اينگونه كه مرقوم �رموده ايد بوديدواز طر�ي هم بهتر است كه �راموش كنند حداقل به ن�ع كساني است كه الگويشان دادستان انقلاب اسلامي سال 67 ميباشد چرا كه نبايد زياد خاطرات را ورق زد
((حداقل دامن "جنبش اصلاح طلبي" و "دانشجويان" و "مردم" را به هم�كري با خود متهم نمي ساختند و نسبتها و تهمتهاي نامه شان را خطاب به مقام رهبري، پشت سنگر "د�اع از مردم و اصلاحات"، موجه و مطهر نمي نمودند)).گويا كه مسري شده و هر كسي خود را سخنگو ميداند و شايد يكي از عمده مسائل ما همين نكته ظري� باشد
شما معتقد هستيد: ((كه هتاكان سياسي، همواره سربازان و پيشقراولان استبداد بوده اند)).پس آخرو عاقبت ايشان هم معلوم شد
((سئوال بزرگ اين است كه چرا سئوالات و شبهاتي كه در نامه آقاي شعله مطرح شده،،همگي متعلق اند به چندين سال پيش!؟ �ي المثل چرا وي، سئوالاتش را درباره چگونگي انتخاب آيت الله خامنه اي به رهبري، پس از گذشت 14 سال مطرح كرده است؟ ساير شبهات و سئوالات نامه آقاي شعله از همين دست است.شبهاتي درخصوص شخص مقام رهبري و سوابق و مرتبه علمي ايشان(مربوط به سالها قبل)، علت عدم مذاكره با آمريكا (مربوط به 10سال پيش)،علت عدم است�اده نظام از نظرات آيت الله منتظري(مربوط به سالها قبل)،علت پذيرش قرارداد الجزاير (مربوط به سالها پيش)،علت برقراري رابطه با عربستان سعودي (مربوط به سالها پيش)،علت عدم صلح با عراق(در سال1361)،علت تمديد حكم آقاي ر�يق دوست در بنياد مستضع�ان (مربوط به سالها پيش)،علت مخال�ت با اصلاحات(در انتخابات سال76) و امثال اينها.مي بينيم كه همگي اين شبهات و ايرادات مربوط هستند به مسائلي در سالها قبل.نه تنها "بيات" هستند،بلكه بارها از راديوهاي خارجي يا تريبونهاي داخلي و كتب و نشريات طرح شده اند. پس چرا پس از اين همه سال،آقاي شعله سعدي "امروزه" اين سئوالات را مطرح مي نمايد؟چه امتيازي در "امروز"هست كه در ديروز نبوده؟))
به نظزم شما در چند خط بالا نقدي را كه قبلا تعري� نموديد انجام داديدكه شايد ده در صد نامه شما باشد وشايد ايشان پاسخ گويد اما اگر جبهه مشاركت را واجد مشخصات اصلاح طلبي ميدانيد اكنون يك سئوال من دارم و آن اينكه امروز در سايت رويداد آورده اند كه عبدي در زندان گذشته اش از يك ظر� بعنوان ظر� غذا و قضاي حاجت است�اده مينموده؟ ايشان چرا پس از ده سال مطرح ميكنند و چه ت�اوتي بين ديروز و امروز هست (البته اكثر زندانيان سياسي ميدانند كه اين روش مختص اطلاعات نبوده ودر دادستاني انقلاب هم كاملا عادي و جا ا�تاده بوده است)


Thursday, December 12, 2002

�رق زندان با زندان
آقاي عبدي، ولي ما زندان ر�تن شما را انکار نمي کنيم. ما به همه جا، از ع�و بين الملل گر�ته تا مقامات بلند پايه کشورهاي اروپا يي، نامه مينويسيم و از آزادي شما د�اع ميکنيم همانطور که از آزادي هر زنداني سياسي د�اع ميکنيم (متن كامل) اين هم دغدغه اي مشابه راجع به عبدي ارد اما از نوعي ديگر
ما كجا هستيم؟
از آنجا كه من با زبان اين سرزمين بيگانه هستم لذا دريا�ت خود از ات�اقات سياسي تركيه را مطرح ميكنم وبا توجه به بسياري از نقاط قوت نسبي ملت خودمان اين ت�اوت ها را شگ�ت انگيز ميبينم وا�سوس ميخورم كه؛ حداقل چرا از اين كشور هم عقب هستيم
بيشترين نشانه هاي تبلبغاتي در اين كشور اتومبيلهاي بزرگ تا حد اتوبوس كه روي آن بلندگوهاي �راواني تعبيه شده ودرواقع مخصوص تبليغات است از صبح تا شب با پخش موسيقي مردم را عوت به انتخابات ميكنند
اوراق انتخاباتي از طريق شوراي شهر و يا مختار محل توزيع ميگردند يعني در واقع اينان داراي كارت شناسائي كه همراه با آدرسشان است را دارند و قبل از انتخابات اوراق شركت در انتخابات به مختار محله رسيده و ا�راد مراجعه و دريا�ت ميكنند و اگر اختلالي در اوراقشان باشد پي گيري مينمايند و گويا براي ا�رادي كه در انتخابات شركت نميكنند جريمه هم تعلق ميگيرد كه نوعا مشمول ع�و ميگردد
در ميتينگهاي تبليغاتي نيز سران احزاب شعارهايشان را مطرح ميكنند و برخي هم همراه با كنسرتي از خوانندگان تركيه
احزابي كه قبل از آخرين انتخابات در ائتلا� براي تشكيل دولت شركت داشتند هيچكدام نتوانستند آراي بالاي ده در صد مردم را كسب كنند لذا از صحنه سياسي كشوربدون ايجاد مسئله اي كنار ر�تند
تنها دوحزب آك پارتي كه دمكراتهاي مسلمان هستند و حزب جمهوري خلق كه گرايشات مترقي داشتند بعنوان اكثريت و اقليت در مجلس انتخاب شدند
از آنجا كه رجب اردوغان قبلا پرونده قضائي داشت نتوانست بعنوان نخست وزير در دولت حضور داشته باشد واكنون دبير كل حزب سمت اجرائي ندارد
بعد از اعلام نتايج؛ تلويزيونهاي نوعا خصوصي تركيه؛ با دعوت از احزاب شكست خورده در انتخابات وتهيه رپرتاژ ازدوره تبليغات و ...آنان و مقايسه با وضعيت پيش آمده علت را از ايشان جويا ميشوند از طر�ي هم احزاب كنگره هاي حزبي را برگزار كرده و علل و عوامل نتايج انتخابات را بررسي ميكنند و برخي از احزاب نيز دبير كل هايشان يا استع�ا داده يا بركنارشدندوبدنبال درك بيشتر از سياست و مردم و.....ميباشند تا در انتخاباتي ديگر شايد به صحنه بيايند
در جريان راي گيري براي اصلاح قانوني كه بموجب آن اردوغان نميتوانست نخست وزير باشد جناح اقليت با راي مثبت خود جناح اكثريت را بي نياز از برگزاري ر�راندوم نمود و رهبر اقليت در سخناني گ�ت ما پرداخت نموده ايم وآك پارتي بدهكار است و حالا نوبت حزب اكثريت است كه؛ با �عاليت بيشتر براي مردم؛ بدهي خود را پرداخت نمايد
اردوغان با وص� اينكه سمت حكومتي ندارد ولي از �رداي اعلام نتايج بسيار �عال بوده و در راستاي پيوستن به اتحاديه اروپا س�رهاي بسياري داشت و به بيشتر كشورهاي اروپائي و همچنين آمريكا مسا�رت نمود
در سال 1999بلند اجويت ديداري با كلينتون داشته و از آن عكسي در روزنامه ها منتشر شده كه اجويت با اينكه مسن هم هست مانند بچه هاي مؤدب ايستاده و در مقابل كلينتون به كاناپه اي تكيه زده؛ اين عكس موجب جريحه دار شدن عرق ملي ملت تركيه گرديده بود ولي ديدار اخير اردوغان با بوش ظاهري هم سطح داشت و موجب خوشبيني مردم؛ ضمن آنكه اردوغان د ر سخنراني هائي كه در آمريكا داشت به مسئله لائيك بودن دولت تركيه اشاره داشت و آنرا بصورتي حقيقي باور داشت وبا اشاره به اروپا مدعي بود كه آنان با قبول عضويت تركيه رنسانسي ديگر را آغاز نموده اند ودر واقع قرائت خود رااز اسلام به نحوي بازگو ميكرد؛ ضمن آنكه با يك پيشواي ديني ارتودكس كه مليت تركيه اي هم داشت م�صل گ�تگو نمود؛حقيقتا اينان بيشتر از ما تجربه سالهاي اخير را است�اده مينمايند از طر�ي هم اعلام داشت كه ما براي دريا�ت پول به آمريكا نيامده ايم و بيشتر بدنبال زمينه اي براي صادرات بيشتربه آمريكا هستيم و در اين ميان بي بي سي ميگويد بوش عليرغم اينكه اردوغان سمت حكومتي ندارد وليكن جهت حمايت از اسلام دمكراتيك چنين استقبالي را نشان داده است
تركيه كشوري بدون منابع ن�تي با اتكا به جغرا�ياي سياسي خود و همچنين تشخيص منا�ع ملي هر چند با مشكلات بسيار ولي مو�ق در منطقه ميباشند واكنون هم با حمايت توده هاي مردم از اسلام اردوغان مسلما پيشر�تهاي بيشتري خواهند نمود
مردم تركيه از معاملاتي كه با ايران انجام داده اند بسيار خرسند و راضي هستند و خاطرات كاميون هاي قراضه اي كه با چند س�ر به ايران تبديل به تريلي هاي آخرين مدل ميگرديد را همواره نقل ميكنند